عکاسی

عکاسی حرفه ای

عکاسی همه چیز در مورد نور است. برای اینکه دوربین بتواند آنچه را که می خواهید ، “ببیند” ، باید ابزارهایی را کنترل کنید که چه میزان از نور به سنسور دوربین می رسد: دیافراگم و سرعت شاتر . با نور کم ، عکس شما خیلی تاریک خواهد بود. با نور زیاد ، بسیار روشن خواهد بود. در هر دو مورد برخی از جزئیات از بین می روند. شما برای دستیابی به قرار گرفتن در معرض مناسب از دیافراگم و سرعت شاتر استفاده می کنید ، در حالی که با در نظر گرفتن برخی از عوارض جانبی مهم باید از آنها آگاه باشید.

تصور کنید که به دنبال یک حفره کوچک کوچک در یک حصار هستید. چه چیزی از صحنه پشت حصار را خواهید دید و درک خواهید کرد؟ من می گویم این به دو عامل بستگی دارد:

  1. سوراخ چقدر بزرگ است. هرچه بزرگتر باشد ، بیشتر خواهید دید.
  2. چه مدت نگاه می کنید هرچه بیشتر نگاه کنید ، جزئیات بیشتری متوجه خواهید شد.

همین داستان در یک دوربین عکاسی اتفاق می افتد. اکنون احتمالاً من در معرض ارزیابی منفی از دانش فیزیك خود هستم كه متاسفانه كاملاً عادلانه است … با این وجود ، اگرچه دلایل جسمی ممكن است متفاوت باشد ، اما به نظر می رسد مقایسه مفهومی كاملاً مناسب است. هنگام عکسبرداری با دوربین عکاسی ، به شما اجازه می دهد سنسور صحنه را از طریق سوراخی در لنز به نام دیافراگم ببیند . هرچه این سوراخ بزرگتر باشد ، نور بیشتری به سنسور می رسد. به طور معمول سنسور توسط پرده ای به نام شاتر بسته می شود . هنگام عکسبرداری ، شاتر باز می شود ، نور از طریق سوراخ دیافراگم به سنسور می رسد ، و سپس دوباره بسته می شود. هرچه مدت زمان باز بیشتر باشد ، نور بیشتری به سنسور می رسد. این زمان به سرعت شاتر گفته می شود .

هنگام عکسبرداری ، هدف شما قرار گرفتن مقدار مناسب از نور در حسگر دوربین است (به همین دلیل به آن نوردهی گفته می شود ). اگر مقدار کافی از نور را تأمین نکنید ، عکس خیلی تاریک خواهد بود. اگر نور بیش از حد در معرض نور قرار دهید ، عکس بسیار روشن خواهد بود. هرچه انحراف از قرار گرفتن در معرض طبیعی بزرگتر باشد ، شانس بیشتری برای از دست دادن اطلاعات تصویر ناامید خواهید بود. پردازش پس از نرم افزار می تواند قرار گرفتن در معرض درک شده را برطرف کند (برای مثال ، یک عکس تاریک روشن تر به نظر برسد) ، اما نمی تواند داده های تصویری را که هنگام عکسبرداری از دست داده است دوباره ایجاد کنید. برای مثال ، یک مشکل عکاسی منظره بسیار متداول ، از دست دادن ابرها در یک آسمان روشن است. هنگامی که بیش از حد در معرض نور باشد (نور بیش از حد به سنسور می رسد) ، تمام آسمان کاملاً سفید می شود و ابرها دیگر قابل تشخیص نیستند. از طرف دیگر ، باعدم تحمل ( نور خیلی کم به سنسور می رسد) ، قسمت های سایه ای از جزئیات جزئیات را از دست می دهند ، کاملاً سیاه می شوند. این نرم افزار نمی تواند چنین جزئیات را نجات دهد ، زیرا در تصویر اصلی وجود ندارد.

بنابراین ، گرفتن درست قرار گرفتن در معرض در هنگام عکسبرداری بسیار مهم است. اما “درست” چیست؟ آیا این بدان معنی است که “عکس باید آنقدر روشن / تاریک به نظر برسد که من بخواهم در عکس نهایی باشد”؟ نه! منظور از “درست” منظور من این است که نوردهی باید به گونه‌ای باشد که حداکثر تعداد جزئیات صحنه توسط سنسور ضبط شود. ضبط اطلاعات بصری ، تا حد ممکن – این چیزی است که دوربین برای آن تهیه شده است! سپس این داده ها را به روشی که دوست دارید ارائه می دهید ، عکس نهایی را در Photo Sense ایجاد کنید در حقیقت ، بهترین عکسها که به درستی در معرض دید قرار می گیرند ، اغلب قبل از پردازش نرم افزار بسیار کسل کننده به نظر می رسند.

خوشبختانه دوربین های عکاسی مدرن اغلب ارزیابی دقیق نوردهی اتوماتیک را ارائه می دهند. حداقل با یک نور طبیعی ، کم و بیش حتی روشنایی ، ارزیابی آنها معمولاً عالی است. در حالت اتوماتیک ، دوربین مقادیر دیافراگم و سرعت شاتر را برای استفاده پیشنهاد می کند. قرار گرفتن در معرض خوبی را تضمین می کنند. اما آیا اینها واقعاً بهترین ارزشهای ممکن هستند؟ چرا دوبار سوراخ دیافراگم را بزرگ نمی کنیم و سرعت شاتر را نصف می کنیم؟ میزان نوری که به سنسور می رسد یکسان خواهد بود ، بنابراین تفاوتی نمی کند ، آیا این کار را انجام می دهد؟ خوب ، در واقع اگرچه قرار گرفتن در معرض هنوز یکسان است (و صحیح) ، اما این تغییر می تواند تفاوت زیادی در عکس حاصل ایجاد کند. هر دو دیافراگم و سرعت شاتر بیش از اینکه نور به سنسور برسد بیشتر بر جنبه های دیگر تأثیر می گذارد ، و یک عکاس همواره باید آنها را در خاطر داشته باشد تا نتایج خوبی کسب کند. به هر حال دوربین شما خوب است ، هنوز قادر به خواندن ذهن شما نیست ، و بنابراین می دانید دقیقا چه می خواهید. بیایید با جزئیات بیشتری به دیافراگم و سرعت شاتر بپردازیم و در مورد عوارض جانبی مهم آنها صحبت کنیم.

یکی از قسمت های تخصصی آژانس آنلاین گرافیکی تبلیغاتی ریوال عکاسی حرفه ای می باشد

دیافراگم و عمق میدان

همانطور که در بالا توضیح داده شد ، دیافراگم مشخص می کند که چاله چقدر بزرگ است که سنسور آن جهان را مشاهده می کند. در عکاسی ، دیافراگم در واحدهایی به نام F-number ، F-stop یا هر چیز دیگری با این F- اندازه گیری می شود . بدون اینکه به جزئیات مربوط به این F- دقیقاً بپردازم (برای توضیح توضیح ، فیزیک دوباره باید آن را جستجو کنم) ، آنچه شما واقعاً باید بدانید موارد زیر است. هرچه عدد F کوچکتر باشد ، سوراخ دیافراگم بزرگتر است و نور بیشتری به سنسور می رسد. از این پس با “دیافراگم بزرگ” منظورم سوراخ دیافراگم بزرگ (و یک عدد کوچک F) و بالعکس با “دیافراگم کوچک” خواهد بود.

در عمل ، بسته به لنزهای شما ، معمولاً از مقادیر F- از حدود F4 (دیافراگم بزرگ) تا تقریباً F16 (دیافراگم کوچک) استفاده می کنید. برخی از لنزهای با کیفیت از دیافراگم های بسیار بزرگتری پشتیبانی می کنند ، به عنوان مثال لنزهای مورد علاقه من Nikon (85 میلی متر و 50 میلی متر) به F1.8 یا حتی F1.4 می روند. این لنزها بسیار حساس به نور هستند و در شرایط تاریک شما را نجات می دهند (بیشتر در مورد لنزها و عکاسی کم نور ).

دیافراگم علاوه بر میزان نوری که به سنسور می رسد ، جنبه بسیار مهم دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد: عمق میدان . چندین اشیاء را که در فواصل مختلف دوربین قرار دارند تصور کنید. به یک شخص 5 متر ، یک خرس 7 متر و یک درخت 10 متر با آن فاصله دهید. دوربین همه آنها را می بیند ، اما سؤال این است: کدام اشیاء در حال فوکوس هستند؟ هرچه عمق میدان بزرگتر باشد ، اشیاء بیشتر در کانون توجه قرار می گیرند. و هرچه دیافراگم کوچکتر باشد (عدد F بزرگتر است) ، عمق میدان بزرگتر است. بنابراین ، برای اینکه فقط فرد مورد توجه قرار گیرد (با خرس و درخت از تمرکز خارج شود) ، روی فرد تمرکز کرده و حداکثر دیافراگم مانند F1.8 را تنظیم کنید. این فوق العاده برای پرتره هایی با پیش زمینه های تار خوب است. برای گرفتن صحنه ، شما همچنین می خواهید خرس و درخت را در کانون توجه قرار دهید – از یک عدد F بیشتر مانند F8 یا بیشتر استفاده کنید.

توجه داشته باشید که دیافراگم تنها پارامتر مؤثر بر عمق میدان نیست. به عنوان مثال ، فاصله بین عکاس و افراد نیز نقش بسیار مهمی دارد. هرچه به موضوع اول نزدیکتر باشید ، عمق میدان کوچکتر می شود.

سرعت شاتر

سرعت شاتر زمانی است که پرده شاتر باز می شود و سنسور را در معرض نور قرار می دهد. نگران نباشید ، اعداد F ترسناکی در اینجا وجود ندارد :-). سرعت شاتر در ثانیه های عادی اندازه گیری می شود. در نور روز روشن ، معمولاً از صدها ثانیه استفاده می کنیم. وقتی ابری ، در سایه و غیره ، ممکن است دهم ثانیه باشد. شب ها ثانیه های کامل می رسد.

در حالی که دیافراگم باز است ، سنسور همه آنچه را می بیند ضبط می کند. آن را نمی فهمد که اشیاء چیست ، فقط صحنه را به میلیون ها نقطه تقسیم می کند و رنگ هر نقطه را در طول زمان نوردهی ثبت می کند. تصور کنید که کاملاً تاریک است ، و ما با سرعت 1 ثانیه در حال شلیک یک ماشین متحرک هستیم. با سرعت تنها 50 کیلومتر در ساعت ، این اتومبیل در این مدت تقریباً 14 متر حرکت می کند. سنسور در لحظه اول اتومبیل را در موقعیت اولیه مشاهده می کند. سپس ماشین به مکانی منتقل می شود که سنسور قبلاً تنها پس زمینه را می دید و سنسور اکنون تنها پس زمینه را در موقعیت اولیه خودرو مشاهده می کند. و غیره تا موقعیت نهایی ماشین. در عکس حاصل چه خواهد بود؟ یک ماشین نیمه شفاف به طول 14 متر! 🙂

ماشینی که به دست آوردیم تیز نیست ، آن چیزی را دارد که تاری حرکتی نامیده می شود . تیرگی حرکت نتیجه تیراندازی اشیاء متحرک با سرعت شاتر طولانی است. این اثر جانبی جانبی شاتر است که باید همیشه در خاطر داشته باشید. اگر می خواهید یک شیء تیز بدست آورید ، اطمینان حاصل کنید که سرعت شاتر به اندازه کافی سریع است که حرکت آن را مسدود می کند. اگر می خواهید برای تأکید بر حرکت ، یک جسم تاری ایجاد کنید ، اطمینان حاصل کنید که سرعت شاتر به اندازه کافی کند است.

سرعت ISO (حساسیت)

هنگامی که با دیافراگم و سرعت دیافراگم نمی توانید نوردهی مناسبی را بدست آورید ، وقت آن است که در مورد حساسیت ISO (که به آن سرعت ISO نیز گفته می شود) فکر کنید. این تعریف می کند که حسگر دوربین نسبت به نور چقدر حساس است. با همان میزان نور موجود ، حساسیت ISO بیشتر است ، نور بیشتری توسط سنسور ضبط می شود.

حساسیت ISO در … عدد اندازه گیری می شود! 🙂 من نمی دانم که دقیقاً این عددها به چه معنی است ، هرگز به آن احتیاج نداشتم (اکنون ، هنگام نوشتن این موضوع ، کنجکاو شدم :-)). سرعت ISO “عادی” به دوربین شما بستگی دارد. به نظر من ISO 100 یا ISO 200 است. این همان چیزی است که شما با آن شروع می کنید. اگر با تغییر دیافراگم و سرعت شاتر نمی توانید نوردهی مناسبی را بدست آورید ، سعی کنید سرعت ISO را تنظیم کنید. نمی توانم شرایطی را به خاطر بیاورم که نیاز به کاهش سرعت عادی ISO داشته باشم. دیافراگم و سرعت شاتر می تواند با استثنائات نادری ، میزان نور را به همان میزان لازم در بیشتر موارد ، کاهش دهد. روش های دیگری نیز برای کاهش میزان نور وجود دارد ، مانند فیلترهای لنز. کنترل حساسیت ISO معمولاً با کمبود نور مفید است. وقتی ISO 100 کافی نیست ، ISO 200 ، ISO 400 و غیره را امتحان کنید.

با این حال ، این چندان ساده نیست. کنترل سرعت دیافراگم و شاتر می تواند بی خطر تلقی شود ، زیرا آنها یک اندازه گیری طبیعی را تغییر می دهند: میزان نور. حساسیت ISO مصنوعی تر است ، افزایش آن به یک قیمت می رسد. هرچه سنسور حساس تر شود ، نویز تصویر ایجاد می شود. این در شرایطی است که کیفیت تجهیزات در عکاسی اهمیت پیدا می کند: دوربین های گران قیمت حرفه ای معمولاً اجازه می دهند سرعت ISO بسیار بالاتر را قبل از اینکه نویز تصویر ممنوع شود ، بگیرد. با استفاده از سطح ورودی DSLR Nikon D80 من هرگز از ISO 800 استفاده نکردم. با استفاده از Nikon D700 اغلب به ISO 1600 (دو برابر حساس تر) و بعضی اوقات حتی به ISO 3200 ( اطلاعات بیشتر در مورد دوربین ) می رسم .